مشورت - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
به داداش بزرگه گفتم وامام دراومده چقدر بگیرم ؟ گفت اونقدری که ته حقوقت یه ملیون بمونه وقتی قسطاشونو میدی یعنی خرج یکماه یه زنو شوهر بدون بچه یه ملیون در ماهه؟ داداش بزرگه خیلی دلش میخواد من ازدواج کنم گاها هم میگه دوست دارم وقتی زن گرفتی بیام خونت به زنت بگی داداشم این غذا رو دوست داره واسش درست کن ...
مهران خطر - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
اون همکارم بود که گفتم خیلی با هم رفیقیم و خانمش گفته بود یخچال ساید میخوام و ماشین لباسشویی اوایل ماه مبارک بود که رفتم واسش مدارک بردم برای ضمانت وام و قرار شد یه روز که ضامن سوم هم آماده شد بریم پشت چکای همدیگرو امضا کنیم دو سه روز پیش تو سرویس دیدمش گفتم چی شد پس خیلی طول کشید منصرف شدی ؟ گفت ش
پسر مقدس - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
امروز مامان گفت گوشت نداریم تو خونه گفتم خب بیا تا بریم فروشگاه کوثر بخریم گفت خب باباتو چیکار کنیم تنها نمیتونه باشه ؟ گفتم زنگ بزن بچت بیاد پیشش تا ما بریم فروشگاه منظور از بچش داداش بزرگمه که مجرده و پیشمونه گفت نه با خودمون میبریم بابا رو گفتم پس موقع نماز میریم هم ببرمتون مسجد از اونور بری
فاز مبهم - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
پسورد ایمیل منو حدس زده بود و وارد ایمیلم شده بود اونجا شمارمو پیدا کرده بود و پیام میداد بهش میگفتم بی خیال بشو اما دست بردار نبود وقتی گوشی اندروییدی خریدم و تلگرام رو نصب کردم بازم پیام داد بلاکش کردم و تماسهاشم گذاشتم تو حالت ریجکت اتوماتیک حساب کاربریشو تو تلگرام پاک کرد و دوباره نصب کرد ای
مکالمه - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
به سوی بهشت - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
امروز صبح که از اتوبوس پیاده شدم یه چند قدمی که اومدم یه عکس آشنا روی یه تیربرق دیدم عکس پیرمرد تعمیرکار وسایل الکترونیکی که هم خودم و هم دوست جون توی نوجوانی زیاد در مغازش رفت و امد داشتیم و همیشه با گشاده رویی و انصاف کارمون رو راه مینداخت البته بعدها فهمیدیم که هر دو مشتریش بودیم اون موقعا من و د
تبعات یک حمله - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
سر کار بهمون گفتن کیف و لوازم غیر ضروری با خودتون نیارید مگه میشه ؟ شارژر و هندزفری و موبایل و صبحونه و دسته کلید و کیف پول و کارتا رو تو جیبامون بچپونیم ؟ یا بذاریم تو پلاستیک مشکی ؟ + نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 9:48 توسط مهران |
نمیکشه - تاریخ: 1396/4/3 ساعت: 4:20
یکی از همکارای گرامی که توی یه شیفت دیگش اس داده که مهران بیا فردا رو شیفتامون رو جابجا کنیم تو صبح برو جای من من شب میرم جای تو منم گفتم صبح کار دارم نمیتونم جابجا کنم یکی نیست بگه آخه مرد حسابی شما روزه نمیگیرید فکر میکنید بقیه هم مثل خودتونن من یه روز روزکار رفتم دهنم سرویس شده دوباره شب که